نتایج جستجو برای عبارت :

داستان کوتاه نیمایی: «قلب من» از داوود خانی‌خلیفه‌محله

shirazart.blog.ir 
**" داستان کوتاه " که شاخه ای از ادبیات داستانی منثور است ، به طور تقریب دارای سابقه ای یکصد و پنجاه ساله در جهان است .داستان کوتاه معمولا از هزار و پانصد تا پانزده هزار کلمه را شامل می شود ." ارنست همینگوی " و " جیمز جویس" با آثار خود معیارهای تازه ای را برای داستان کوتاه خلق کرده اند .
** از میان داستانهای کوتاه فارسی ، نمونه های زیر شایان ذکرند: یکی بود یکی نبود ، اثر : جمال زاده _ زن زیادی ، سه تار و پنج داستان ، اثر : جلال آل احمد_ شهری چون
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
مجموعه «فرمانروایان مقدس» با کیفیت بسیار بالا تعداد قسمت: بیش از ۲۰ قسمت
مجموعه فرمانروایان مقدس یکی از پویانمایی‌های پرطرفدار، جذاب و آموزنده میباشد. دارای نکات تربیتی‌ و ...
داستان حضرت سموئیل (ع)
داستان فرمانروایی طالوت
داستان نبرد حضرت داوود (ع) و جالوت
داستان فرمانروایی حضرت داوود (ع)
داستان نبرد حضرت داوود (ع) با آرامیان
داستان حضرت سلیمان (ع) و آدونیا
داستان فرمانروایی حضرت سلیمان (ع)
#تصویری #پویانمایی #ف
روزی گاندی در حین سوار شدن به قطار یک لنگه کفشش درآمد و روی خط آهن افتاد. او به خاطر حرکت قطار نتوانست پیاده شده و آن را بردارد. در همان لحظه گاندی با خونسردی لنگه دیگر کفشش را از پای درآورد و آن را در مقابل دیدگان حیرت‌زده اطرافیان طوری به عقب پرتاب کرد که نزدیک لنگه کفش قبلی افتاد.
 
یکی از همسفرانش علت امر را پرسید.گاندی خندید و در جواب گفت: مرد بینوائی که لنگه کفش قبلی را پیدا کند، حالا می‌تواند لنگه دیگر آن را نیز برداشته و از آن استفاده نم
مستند عابدان کهنز رو جستجو کنید کاملش رو می تونید ببینید. 
این مستند نحوه تبدیل یک محله بد به محله خوب و تولید جوون حزب الهی رو توضیح می ده. و از مسجد این محله چندین مدافع حرم تولید شده. به این می گن مسجد. 
یه قسمت کوتاه رو به انتخاب من ببینید. 
شهید مصطفی صدرزاده معروف به سید ابراهیم 
روحیه دعا و شوخی و تلاش
دریافت
بعد از یکسال در صف انتظار، بالاخره امروز خبر پخش سریال ” زندگی شگفت انگیز است” از شبکه دوم سیما داده شد. به همین مناسبت، تصمیم گرفت تا به معرفی کامل بازیگر اصلی این سریال، رضا داوود نژاد بپردازد. در ادامه مطلب، برای مشاهده بیوگرافی کامل این هنرمند عزیز و همچنین جدیدترین عکسهای رضا داوود نژاد و همسرش با ما همراه باشید.
ادامه مطلب
یادم می‌آید زمانی که تصمیم گرفتم به ایران بیایم فرانسوا سیمون مدیر تئاتر «کاروژ» که خود کارگردان و بازیگر بسیار معروفی بود به من گفت: «تو اینجا وارد کار حرفه‌ای شده‌ای و داری موفق می‌شوی. چرا به ایران می‌روی؟» گفتم: «من ایرانی هستم و دوست دارم به کشورم برگردم و آنجا کار کنم» با اینکه از بچگی به خاطر شغل پدرم در خارج از کشور مدرسه و دانشگاه رفتم و زندگی کردم، اما همیشه رویایم فعالیت تئاتری در ایران بود.
داوود رشیدی
امروز ۲۵ تیر ماه زادروز ب
امه محله شمه محله سامونه
امه ریکا شمه کیجا خواهونه
اگه خوانی دونی ونه نشونه
قد بلند بالا و لث لث راه شونه
 
امه محله شمه محله دیاره
امه ریکا شمه کیجای یاره
بورین و باوین ونه ننا ره
عاروس هاکنه و هاده اماره
 
ترجمه معنایی:
روستای ما به روستای شما مشرف است
پسری از روستای ما عاشق دختری از روستای شماست
اگر نشانه این پسر را میخواهید بدانید؛ قد بلندی دارد و آهسته آهسته راه میرود
 
روستای ما از روستای شما دیده میشود
پسری از روستای ما یار دختری از روس
محله حکمت یکی از محلات منطقه یک شهر تهران است . جمعیت این محله 36037 نفر و خانوار آن 11567 خانوار می باشد . 
در حال حاضر دزاشیب و حکمت دو محله جدا از یکدیگرند اما در گذشته این دو محله یکی بودند و به نام دزاشیب - حکمت خوانده می شدند . وجه تسمیه حکمت به دلیلی سکونت حسینعلی خان حکمت ملقب به حشمت الممالک فرزند حیدرخان معظم الدوله در خیابان اصلی این محل بوده است که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به نام شهیدان سرفراز برادران سلیمانی شد .
قدمت محله حکمت 400 سال ا
محله نیاوران از محله های ناحیه 4 منطقه یک شهر تهران است که دارای 9591 نفر جمعیت و 2934 خانوار است . 
نیاوران نام دهکده ای در شمال تهران  بود . محدوده قدیمی این محله از شمال به کوه های جمال آباد ، از جنوب به خیابان نیاوران ، از شرق به کاشانک  ، و از غرب به منظریه منتهی می شده است .
آبادی قدیم نیاوران در شمال مجموعه فعلی کاخ نیاوران قرار داشت . ناصرالدین شاه زمین ها و ساختمان های این ده را خرید همه را تخریب کرد و بافت کنونی نیاوران را پایه ریزی کرد .
این
دیشب به داستان کوتاهی از جان اسکالزی نویسنده‌ی معروف جنگ پیرمرد برخوردم، که خوندم و به نظرم جالب اومد.
تا نیمه‌های دیشب ترجمه‌ش کردم و تا نیمه‌های امروز ویرایش. تقدیم.
 
پ.ن) و البته با این خبر که مشغول کار روی داستان کوتاه دیگه‌ای هم هستم.
 
داستان کوتاه وقتی ماست حکومت را به دست گرفت
فتوکلیپ
دوبیتی گیلکی ”یـواشیْ!“ از داوود خانی خلیفه‌محله در آپارات گیلکان
اُهُـی سرگالشِـیْ! کــوهؤن زِئنی نِـیْ

بوزَه‌را مِئن،
گوسَــندؤنَه دَرَی هِـــیْ

دَرِه مِـئن،
وَرگ ایسأیْ دُندؤن‌بَسؤسَه

یَــواشیْ! اُی
یـواشیْ! اُی یـــواشیْ!

داوود خانی خلیفه‌محله- 16دی 1396 خورش
برگردان واژگان:
سرگالش: سرچوپان/ بوزَه را:
بُزرو. باریک راه/ گوسَنداُن: گوسفندان

وَرگ: گرگ/ دُنداُن بَسؤسَه: دندان ساییده













 
این روستا دارای سه قنات است که در قسمت میرآباد آن رحمت آباد مردم سکونت دارند اکثر مردم محله میرآباد از طایفه لاسکانی وشاهوزهی می باشند وشغل اکثر مردم این محله هم کشاورزی است دارای سه مسجد می‌باشد و از محله شیرآباد نسبت به وسعت و جمعیت پتانسیل بیشتری دارد.رحمت آباد و دهنه هم جزو محله میرآباد می‌باشند.
ویک محله تازه تاسیس به نام خیرآباد کهنک هم که محل زندگی خیرمحمد بلوچ لاشاری است به آن اضافه شده است
در وبلاگ نوشته های آینده نمای از محله های
هتل آپارتمان داوود مشهد یکی از هتل آپارتمان های نزدیک به حرم مطهر هست که از موقعیت مکانی مناسبی در مشهد الرضا برخوردار است. این هتل آپارتمان درخیابان امام رضا 5 با فاصله حدود 8دقیقه پیاده تا حرم مطهر رضوی فاصله دارد و زائران بارگاه منور حضرت امام رضا (ع) میتوانند در فاصله زمانی کوتاهی به زیارت حضرت نایل شوند. همان طور که گفته شد نزدیکی به حرم مطهر و موقعیت مکانی ایده آل از جمله مهم ترین مزیت های انتخاب هتل آپارتمان داوود برای اقامت در مشهد مق
 
فتوکلیپ دو دوبیتی گیلکی از داوود خانی‌خلیفه‌محله در وبگاه آپارات
بشیِ و تاسیونی اَنبسابو            
دیلَ مِئن سنگینابو غم ببو کو
بونه با این همه چوشم‌اینتظاری       
بی‌یِه بَیْنم تره هنده مو لاکو!
شلمان؛  19 دی‌ماه 1398 – داوود خانی‌خلیفه‌محله
می‌یاریْ‌جون بمونی بو که بشّو       
ریفاقَ جونَ‌جونی بو که بشّو
مِه‌بَه فانوس بأرین سیه‌شؤئنِه                  
پوره نورَ جوونی بو که بشّو
بازسُرایی؛ 19 دی‌ماه 1398 – داوود خانی‌
سلام به بینندگان عزیز 
اگر مایل هستید می تونید داستان های کوتاه، شعر، متن و حتی داستان های بلند خودتون رو برای ما ارسال کنید تا در وبلاگ قرار داده بشه
ارسال متن ها از طریق :ghassam.m84@gmail.com
ارسال متن ها مانند نمونه زیر و به ترتیب باشد:
نام و نام خوانوادگی
نوع متن (شعر، داستان...) 
عنوان 
متن
مطالب ارسالی پس از تایید در وبلاگ قرار می گیرد.
حتما شرکت کنید
داستان از مجلس عروسی مرجان (مونا احمدی) آغاز می‌شود. در میانه‌های عروسی مأموران برای دستگیری داماد خلافکار (سروش صحت)وارد می‌شوند و میهمانان هم فرار می‌کنند. در این میان ریختن آب آلبالو روی پیراهن داوود گرامی (ساعد سهیلی) باعث می‌شود تا دوست داوود, مجید (علی صادقی)که خیال می‌کند او تیر خورده لباس‌های او را در بیاورد و او را به داخل اتاق ببرد آیدا صوفی (هستی مهدوی فر) هم تصادفاً به همان اتاق می‌رود و یک مأمور آن‌ها را باهم می‌بیند مرجان در
گرده‌ی جابُلْقا

                                                    
اربابی؛

گندم از رعْیَتِ خود می‌دِرَوید...

لبه‌ی جابُلْسا

                                     -  خطّ افق-

داشت می‌رفت فرو

داس اخرایی خورشید غروب.








شلمان؛ 
11  مرداد 1398 خورشیدی- داوود خانی
خلیفه‌محله(لنگرودی)
از من و شما، پناه‌برخدا، بَلا‌به‌دور ...
رامسری‌های گیلک‌زبان، زبانزدی دارند که برگردانش به‌فارسی می‌شود:
« تا بچّه بزرگ شود، بر قبر بزرگ، گیاه آقطی(پِیلَم) به‌بلندای هفت‌قد می‌رسد».
در مثل که مناقشه نیست؛ بله، #کرونا_را_شکست_می_دهیم؛ اما می‌ترسم از من و شما، پناه‌برخدا، بَلا‌به‌دور، کرونا این‌گونه که در گیلان‌زمین کره‌نایْ می‌نوازد وگیلک‌ها را چون برگ می‌پژمراند و می‌روباند،...
شلمان؛ 20 اسفند 1398 خورشیدی - داوود خانی‌خلیفه‌م
خلاصه داستان رو خیلی کوتاه میگم به خاطر اینکه درحال نوشته شدن هست موضوع زندگی روزمره اعضا هست که با تلخی شیرینی و هیجان همراه هست . امید وارم که خوشتون بیاد . داستان در روز های شنبه و دوشنبه و چهارشنبه گذاشته میشود. اوه راستی شخصیت اول داستان چانیول هست به همرت اعضای گروه.
خلاصه داستان رو خیلی کوتاه میگم به خاطر اینکه درحال نوشته شدن هست موضوع زندگی روزمره اعضا هست که با تلخی شیرینی و هیجان همراه هست . امید وارم که خوشتون بیاد . داستان در روز های شنبه و دوشنبه و چهارشنبه گذاشته میشود. اوه راستی شخصیت اول داستان چانیول هست به همرت اعضای گروه.
کتاب صوتی زن زیادی جلال آل احمد
 
دانلود فایل
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
اگر امکان دارد آن را به فارسی ایمیل کنیدنتایج وب
دانلود کتاب صوتی زن زیادی - جلال آل احمد - کتابراهwww.ketabrah.ir › کتاب صوتی › داستان و رمان ایرانیکتاب صوتی زن زیادی نوشته جلال آل احمد، دربردانده‌ی 9 داستان کوتاه در مورد زنان و دردهای ... زن زیادی یکی از مهم‌ترین آثار جلال آل احمد است که دیدگاه او را درباره خرافات و ...
داستان زن زیادی اثر جلال آل احمد - نوارwww.navaar.ir › audiobook › داستان-
کتاب صوتی زن زیادی اثر جلال آل احمد    
 
دانلود فایل
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
اگر امکان دارد آن را به فارسی ایمیل کنیدنتایج وب
دانلود کتاب صوتی زن زیادی - جلال آل احمد - کتابراهwww.ketabrah.ir › کتاب صوتی › داستان و رمان ایرانیکتاب صوتی زن زیادی نوشته جلال آل احمد، دربردانده‌ی 9 داستان کوتاه در مورد زنان و دردهای ... زن زیادی یکی از مهم‌ترین آثار جلال آل احمد است که دیدگاه او را درباره خرافات و ...
داستان زن زیادی اثر جلال آل احمد - نوارwww.navaar.ir › audioboo
واژه هایی که هجای میانی"وو"دارند، مانند: طاووس، کاووس، چاووش، سیاووش، داوود و...با دو واو نوشته می شوند. به جز در دو مورد:1_هنگامی که تبعیت از رسم الخط قرآنی مد نظر باشد مانند:داود2_هنگامی که نام شخص در شناسنامه با یک "واو" آمده باشد." سودابه زنی...سنگدل و غدار است و سیاووش را می خواهد، تنها برای اینکه از جوانی رعنایی او برخوردار شود." (ندوشن:جام جهان بین92)فرهنگ درست نویسی سخنمنبع
https://t.me/qande_parsi/116
باد، برخاست به‌ناز
                        نرم؛
                                در آب، تکان کوه
می‌خورْد
لَخت؛
                      لرزان لبِ جو، بوتیمار
                                  سخت اندوه
می‌خورْد






شلمان‎؛ 
29 تیرماه 1398 خورشیدی- داوود خانی خلیفه‌محله(لنگردی)
 
رباعی «گرگ و برّه» از داوود خانی خانی‌خلیفه‌محله در وبگاه آپارات
گرگ آمد و تند، برّه را پاک درید
فوّاره‌ی خون بره بر خاک چکید
می‌خواست که دشت تا کمی سرخ شوَد
برف آمد و رویِ گرگ را کرد سفید!
بازسرایی مصراع سوم؛ 24 دی‌ماه 1398 خورشیدی
این پاورپوینت در 22 اسلاید به شکل منحصر به فرد و زیبا طراحی شده است در این پاورپوینت مطالبی از مشخصات فردی حضرت داود،حضرت داود در اسلام،داستانی از حضرت داود در قرآن،نزول وحی و کتاب حضرت داود، لغزش درقضاوت و سایر مطالب مفید و ارزنده در مورد حضرت داوود در این پاورپوینت درج شده است که امید واریم رضایت شما عزیزان را جلب نماید
جهت دانلود فایل کلیک کنید
محله ای از کثرت دزدی ورد زبان بود 
و همگی دزد محله را می شناختند . دزد بیچاره گر چه می دانست از چه کسی باید دزدی کند مرام و معرفتی بر هم محله هایش  هم می داشت و تنها از ماشینی دزدی می کرد که پلاک شهرستان می بود . 
شبی دست رفاقت و دوستی با دزد مانع دزدی شدن شد و مبلقی به رضایت دزد تقدیم حضورش شد 
او بسیار از این حرکت خرسند بود و هر گاه ملاقات حضور بر می خورد لبخندی بر لبانش نقش می بست و دیگر ان محله از هر نوع دزدی بیمه گشت .
گر چه با مشکلاتی که عنوان
رباعی روزمرْگی

از: داوود خانی خلیفه‌محله (لنگرودی)

**

پائیزیِ زرد‌بــــــرگی‌ام را هر شب

اندوه دلِ تگـــــرگی‌ام را هر شب

چون جــــغد به‌ آه‌و‌‌ناله‌ می‌ریزانم

منظومه‌ی روزمرْگی‌ام را هر شب

بیست‌و‌دوم اردیبهشت نود‌و‌هشت
گویند عارفی قصد حج کرد. فرزندش از او پرسید: پدر کجا می خواهی بروی؟ پدر گفت: به خانه خدایم. پسر به تصور آن که هر کس به خانه خدا می رود، او را هم می بیند! پرسید: پدر! چرا مرا با خود نمی بری؟ گفت: مناسب تو نیست. پسر گریه سر داد. پدر را رقت دست داد و او را با خود برد. هنگام طواف پسر پرسید: پس خدای ما کجاست؟ پدر گفت: خدا در آسمان است. پسر بیفتاد و بمرد! پدر وحشت زده فریاد برآورد: آه ! پسرم چه شد؟ آه فرزندم کجا رفت؟ از گوشه خانه صدایی شنید که می گفت: تو به زیارت خ
داستان ذره ناشناخته، داستانی کوتاه و علمی تخیلی تألیف شده در کانون نشر علم رازا است. 
مقدمه داستان:
جملاتی رو که دارم میخونم باورم نمیشه دست نوشته های فردی است که تحقیقاتش سفر به مریخ را ممکن کرد ... 
لینک دانلود PDF داستان در ادامه ....
دانلودعنوان: داستان علمی تخیلی ذره ناشناخته حجم: 212 کیلوبایت
گویند عارفی قصد حج کرد. فرزندش از او پرسید: پدر کجا می خواهی بروی؟ پدر گفت: به خانه خدایم. پسر به تصور آن که هر کس به خانه خدا می رود، او را هم می بیند! پرسید: پدر! چرا مرا با خود نمی بری؟ گفت: مناسب تو نیست. پسر گریه سر داد. پدر را رقت دست داد و او را با خود برد. هنگام طواف پسر پرسید: پس خدای ما کجاست؟ پدر گفت: خدا در آسمان است. پسر بیفتاد و بمرد! پدر وحشت زده فریاد برآورد: آه ! پسرم چه شد؟ آه فرزندم کجا رفت؟ از گوشه خانه صدایی شنید که می گفت: تو به زیارت خ
هوای راهرو دادگاه گرفته و خفه بود. چهره غضبناک پیرمرد در هم گره خورده بود و پسر مدام با التماس می‌گفت: آقا غلط کردم، تو رو به خدا مرا ببخشید... پیرمرد با غیظ پسر را نگاه کرد و به یاد حرف پزشک افتاد: متاسفم، خانم شما سکته قلبی کرده و در دم... اشک روی گونه‌اش لغزید. باز صدای پسرک در گوشش پیچید: غلط کردم آقا! من فقط شوخی کردم، خانومتان که گوشی را برداشت گفتم شوهرتان تصادف کرده و مرده! به خدا همین!
پاورپوینت تحلیل و بررسی محله ی سنگلج، در 26 اسلاید تهیه و تنظیم شده است.
سرفصل های این پاور:-شناخت شهر تهران-وجه تسمیه تهران-تاریخچه شهرتهران-تهران در دوره  فتحعلی شاه-تهران در دوره ناصرالدین شاه-نقشه تقسیمات سیاسی-شناخت محدوده ی مورد مطالعه-کالبد-نظام کالبدی محله سنگلج-کاربری اراضی-سیما و منظر شهری محله سنگلج-بررسی خط آسمان-بررسی تناسبات کالبدی-نشانه ها و نقاط عطف-توده و فضا-فضاهای جمعی،عناصر و مکان های خاطره انگیز و با هویت-نظام سیمای ابن
دانلود فیلم ترکی Takim Mahalle Askina محله عشق با زیرنویس فارسی
دانلود فیلم Takim Mahalle Askina با لینک مستقیم
کیفیت ۷۲۰ اضافه شد
 
 
نام فیلم : Takim Mahalle Askina محله عشق ژانر : کمدی – درام کارگردان : Handan Öztürk بازیگران : Beyza Şekerci,Erkan Kolçak Köstendil,Fırat Tanış,Mehmet Özgür,Yağız Can Konyalı محصول : ترکیه زبان : ترکی زمان : ۱۱۱ دقیقه امتیاز : ۸٫۷/۱۰ کیفیت : فوق العاده BluRay 720p فرمت : Mkv لینک دانلود : مستقیم – Direct خلاصه داستان
: این فیلم در مورد داستان دو برادر که نمیخواهند زمین فرش را از پدرش به
چون خدای تبارک و تعالی خواست جان ابراهیم را بگیرد ملک الموت را فرستاد و او گفت: یا ابراهیم درود بر تو. ابراهیم فرمود: ای عزرائیل برای دیدن من آمدی یا برای مرگم؟ گفت: برای مرگ و باید اجابت کنی. ابراهیم گفت: دیدی که دوستی دوست خود را بمیراند؟ خطاب آمد: ای عزرائیل به ابراهیم بگو: دوستی را دیدی که ملاقات دوستش را بد بدارد؟ براستی که هر دوستی خواهان ملاقات دوست است.
راستش را بخواهید، هرچه فکر می‌کنم نمی‌دانم چگونه گذشت سالی که گذشت. فقط یادم هست، وقتی که روی پشتِ‌بامِ ساختمانِ توسعهٔ فناوری چایی می‌خوردیم، صبح بود، بوی علف می‌آمد و من درگیرِ همان خیالِ قدیمی بودم
خیالِ قدیمی این بود، بچه که بودم فکر می‌کردم که روابطِ مشکوکی بینِ شهرها هست، محله‌هایی از تهران هستند که انگار برای قم هستند، حتی یک‌بار محله‌ای از نیشابور را توی شهری دیگر دیدم.
همهٔ این محله‌های جادویی، مربوط به سفرها بودند. یعنی هی
رزومه دکتر رضا بهمنش کاندیدای انتخابات شورایاری محله صدر منطقه سه
۱.دکترای تخصصی رادیولوژی و سونوگرافی 
۲.دکترای عمومی دام پزشکی 
۳.کاندیدای دوره نهم و دهم مجلس شورای اسلامی 
۴.مدیر اداره دامپزشکی شهرستان های مختلف به مدت ده سال
۵.مدیر مرکز رادیولوژی و سونوگرافی آلفا در محله صدر تهران
۶.فعال اجتماعی و سیاسی از سال ۸۲
با سلام و احترام محضر اهالی محترم کوی کاج شیراز

به اطلاع اهالی محترم می رساند با هدف کسب آگاهی از نظرات ساکنین محترم محله در خصوص برنامه های در نظر گرفته شده  تعدادی از جوانان پرتلاش همکاری کننده با شورای محله با کمک فکری و اجرائی دانشگاه زند با ارائه کارت شناسایی محله (سبز رنگ) و همراه داشتن فرم های نظرسنجی از تاریخ 98/4/31 به درب منازل اهالی مراجعه می نمایند.
ضمنا قابل توجه است که نظرسنجی کنندگان کارت های تردد موقت خودروئی را نیز در ازائ دریا
به اطلاع اهالی محترم محله علیا می رساند
پایگاه بهداشتی محله علیا با همکاری شورای اسلامی خرو
از تاریخ ۲۳ فروردین از (( نختران ))
به محل جدید واقع در جنب بانک ملی (( ساختمان قبلی بانک صادرات )) منتقل شده است .
از ساکنین محترم محله علیا خواهشمند است جهت دریافت خدمات به محل جدید مراجعه فرمایند .
✅ کانال خرو آنلاین
@Kharv_Online
مشاهده مطلب در کانال
مرد هدیه ای که چند لحظه پیش از خانمی گرفته بود را محکم به سینه اش چسبانیده بود و طول خیابان را طی می کرد. به فکرش افتاد، این یادگاری را برای همیشه نگهداری کند. ولی از حواس پرتی و شلختگی خودش می ترسید. توی مسیر همش به این فکر می کرد که چگونه از این هدیه ارزشمند مراقبت کند. فکری به ذهنش رسید. وارد خانه که شد هدیه را جلوی سینه اش گرفت و گفت: (تقدیم به همسر عزیزم) همسرش تا آخر عمر، آن هدیه را مثل تکه ای از بدن خودش مواظبت می کرد.
روزی ابلیس نزد فرعون رفت. فرعون خوشه‌ای انگور در دست داشت و تناول می‌کرد. ابلیس گفت: آیا می‌توانی این خوشه انگور تازه را به مروارید تبدیل کنی؟ فرعون گفت: نه. ابلیس به لطایف‌الحیل و سحر و جادو، آن خوشه انگور را به خوشه‌ای مروارید تبدیل کرد. فرعون تعجب کرد و گفت: احسنت! عجب استاد ماهری هستی. ابلیس خود را به فرعون نزدیک کرد و یک پس گردنی به او زد و گفت: مرا با این استادی و مهارت حتی به بندگی قبول نکردند، آن وقت تو با این حماقت، ادعای خدایی می‌کنی
خورشید غروب کرده بود. مرد از فرط خستگی و سرما بی رمق روی زمین افتاد. نیمه شب از شدت تشنگی در خواب نالید. گل ساقه اش را خم کرد و قطره های شبنم را در دهان مرد غلتاند. علف های سبز اطراف مرد رشد کردند تا گرمش کنند و خوررشید صبحگاهی آنقدر بر بدنش تابید تا گرمش کرد. مرد غلتید تا بیدار شود. با این کار علفها را زیر بدنش له کرد و با دستش ساقه گل را شکست و چشمش که به خورشید افتاد گفت: «ای لعنت به این خورشید، باز هم امروز هوا گرم است».
توی بارانی که می‌بارد غروب آفتاب 

می‌تراود عطر از گل‌های زرد بیدمِشک،

می‌کَنَم

-       سرخ و سیاه و خوشمزِه -

تشتی لب‌پَر از تمشک،

لابه‌لای برگ‌های گوشوارک‌دار سبز.

زیرِ تیغ ساقه‌های صاعقه،
تا بیایی

می‌نشینم

بوسه‌ می‌کارم برایت

در حوالیِ پل رنگین‌کمان؛

توی بارانی که می‌بارد غروب آفتاب... 

شلمان؛ چهارم مرداد 1398 خورشیدی – داوود خانی خلیفه‌محله(لنگرودی)
مارِ دم‌سیاه شاخ‌دار

 می‌خزید بی‌صدا، لابه‌لای برگ‌ها،کنار پرتگاه

شب به نیمه‌اش رسیده بود،

روی مرز اشتباه،  

با دو چشم ناز و یک دلِ زیاده‌خواه،

بوسه‌ای

بر فراز تپه از پلنگ ماده می‌گرفت ماه...

**

دوردست

در جوار طعم تند شنبلیله‌ها و بوی کاه

ناگهان

شیهه‌ای کشید مادیانِ گُشنِ یالقوزِ راه‌راه...

داشت می‌چمید بادِ نرم باردار صبحگاه
شلمان-داوود خانی خلیفه‌‌محله(لنگرودی)‎‎25 تیرماه 98
پسر به دختر گفت: متن زیبایی است، تا من بروم آبی به صورتم بزنم تو آن را بخوان. در آن متن نوشته شده بود: خانم زرنگ! از این به بعد با هیچ پسری دوست نشو، اگر هم شدی، پیشنهاد رفتن به رستوران را قبول نکن! حالا این دفعه پول ناهار را حساب کن تا دفعه دیگر هوس دوستی با پسران و غذای مجانی نکنی! با این حال غذای خوشمزه ای بود. مرسی!
فتوکلیپ مینیمال: «شاه‌ماهیِ‌سرخِ‌کوچولوی برکه» از داوود خانی‌خلیفه‌محله
مرد، بر سنگ درشت خزه‌پوش زودشکن لب برکه نشسته و خیره است به‌ ابرها و آسمانی که برآب نقش بسته و شاه‌ماهیِ‌سرخِ‌کوچولوای که درآن پی‌درپی، دُم‌و‌سر می‌جنبانَد و واپس می‌خزد و گاهی تیز، بالا می‌آید و طاق برکه را می‌شکانَد و‌آسمانِ آب را می‌آشوبد و بی‌درنگ، ‌کف برکه می‌روَد و ابرها و آسمان برآب، باز، شکل تازه‌ای می‌گیرد.
مرد، برای لحظه‌ای نگاهش را از ماهی
نراق بخشی از شهرستان دلیجان در استان مرکزی از گذشته تا کنون با مَحله های زیبایش مشهور می باشد.
با کمک مردم تاریخ دوست نام مَحله های نراق جمع آوری گردید :1- محله شربتی ها(کوچه اسدآبادی)2- محله دنیاران(مقابل مسجد بازار)3- محله نراق نو(کوی ولیعصرعج)4- محله لاجره یا لاچار(کوچه شهید حسن(حمید) ابراهیمی )5- محله شکاری(پشت مسجد جامع)6- محله مُلا کوهی(کوچه شهیدان احمد ابراهیمی و عباس رمضانی)7- محله چاله ماه جَبین یا چاله ماماجی (محوطه خانه مظفری ها منشعب از ک
لابیرنت
گروه ادبیات و کتاب: قباد آذرآیین (1327- مسجدسلیمان) نزدیک به نیم قرن است که قلم می‌زند. اولین داستان او به‌نام «باران» در سال 1346 در نشریه «بازار» رشت چاپ شد، آن‌موقعی که کلاس پنجم ادبی بوده است و اولین کتابش را هم نشر ققنوس در سال 1357 منتشر می‌کند: کتابی لاغر که یک داستان سی‌صفحه‌ای برای نوجوانان بوده: «پسری آن‌سوی پل». اما حضور حرفه‌ای آذرآیین در ادبیات داستانی از دهه هفتاد آغاز می‌شود: مجموعه‌داستان «حضور» و بعدها داستان‌ها و ر
اکثر انسان ها فقط برای امرزش گناهان از ذکر استغفار استفاده می کنند. بیشر افراد با دیگر خواص شفگت انگیز ذکر استغفار اشنا نیستند. در این مطلب به برسی خواص ذکر اسغفار، ذکر استغفار در گفتار پیامبران و امامان و نقل یک داستان کوتاه از آیت‌ الله بهجت(ره) پرداخته ایم.
ادامه مطلب
گنده‌لاتِ لات‌ها لات محله‌ی ما را تهدید کرده است. لاتی که تا دیروز اهل محل از او شکایت داشتند امروز به حمایت از او همگی دستمال به دست داشتند. زورگویی‌ها و زورگیری‌های او را فراموش کرده‌اند تا لات محله‌ی ما نزد گنده‌لات لات‌ها موش نشود. می‌گویند لات محله‌ی ما هر چه قدر هم بد باشد بچه محل ماست، اگر ما امروز نگوییم من هم یک لات هستم، فردا پیش گنده‌لات لات‌ها هر چه قدر هم زارت و زورت کنیم فایده‌ای ندارد. اگر ما امروز پشت لات محله‌مان نایس
فتوکلیپ رباعی گیلکی پأپّـؤیْ در آپارات
گیلکان
شلمؤنˇروخؤنَه وِئر بَزأم،
کوملِه لاکؤیْ!
چأیْ‌باغˇمیــئِـن تِه‌بَه بَکَندَم”پأپّـؤیْ

خَئسْتم ته هَدَم،
دَپَرکَسَم خوابˇ‌جی‌یَه
مـآ، اَخمأچِه‌بو،
بَدِئم می‌چِشمؤن اَرسؤیْ
داوود خانی
خلیفه‌محله(12 خرداد 1398 خورشیدی)






کاربرد واژه‌ی پأپّؤیْ در
گیلکی
داستان کوتاه دندان
 
ناخودآگاه و از شدت دندان درد، در جواب سوال دختر کوچکم که پرسید: مامان جون کجا میری؟با عصبانیت و فریاد جواب دادم: میرم دندون بکشم!رها، ناراحت و سرخورده، بدون اینکه حرفی بزند، به اتاقش رفت‌.من که از درد دندان کلافه بودم، توجه ای به او نکردم. مشغول بستن بند کفش‌هایم بودم که رها با کاغذی در دست پیش من برگشت و گفت: بیا مامان جون، ناراحت نباش من برات کشیدم!نگاهی به برگهٔ کاغذ انداختم، یک دندان را نقاشی کرده بود. با شرمندگی نگاه
داستان کوتاه دندان
 
ناخودآگاه و از شدت دندان درد، در جواب سوال دختر کوچکم که پرسید: مامان جون کجا میری؟با عصبانیت و فریاد جواب دادم: میرم دندون بکشم!رها، ناراحت و سرخورده، بدون اینکه حرفی بزند، به اتاقش رفت‌.من که از درد دندان کلافه بودم، توجه ای به او نکردم. مشغول بستن بند کفش‌هایم بودم که رها با کاغذی در دست پیش من برگشت و گفت: بیا مامان جون، ناراحت نباش من برات کشیدم!نگاهی به برگهٔ کاغذ انداختم، یک دندان را نقاشی کرده بود. با شرمندگی نگاه
خرید خانه در منطقه 10 تهران، بررسی مزایای خرید خانه در منطقه ده
اگر به دنبال خرید خانه با قیمت مناسب هستید بهتر است به خانه های منطقه 10 تهران سری بزنید. منطقه 10 تهران یک منطقه قدیمی با قدمت حدودا صد ساله است که خرید آپارتمان در منطقه ده نیاز به بودجه کلانی ندارد و به علت جمعیت بالای ساکن در این منطقه خرید خانه، فروش خانه و اجاره خانه در منطقه 10 پررونق است.
منطقه 10 تهران کجاست ؟
منطقه 10 تهران در مرکز تهران قرار دارد و دسترسی محلی منطقه ده از س
شبی، برف فراوانی آمد و همه‌جا را سفیدپوش کرد. ‏دو پسر کوچک با هم شرط بستند که از روی یک خط صاف، از راهی عبور کنند که به مدرسه می‌رسید. ‏یکی از آنان گفت: «کار سا د‏ه‌ای است!»، بعد به زیر پای خود ‏نگریست که با دقت گام بردارد. پس از پیمودن نیمی از مسافت، سر خود ‏را بلند کرد ‏تا به ردّپاهای خود ‏نگاه کند. متوجه شد که به صورت زیگ زاگ قدم برد‏اشته است. دوستش را صدا زد ‏و گفت: سعی کن که این کار را بهتر از من انجام دهی. ‏پسرک فریاد ‏زد: کار سا ده‌ای ا
یکی از
انتظارات از مدیریت محله‌های شهر تهران این بود که نه‌تنها مدیریت شهری از پیچیدن
نسخه واحد برای همه محله‌های شهر رهایی یابد بلکه مدیران محلات بتوانند با نیازسنجی
دقیق‌تر و در مقیاس محله برنامه‌های فرهنگی و اجتماعی را در مقیاس یک‌به‌یک برنامه‌ریزی
نمایند این موضوع در دوره مدیریت پیشین به‌دفعات در سخنرانی‌های شهردار و سایر اولیای
امور این حوزه شنیده‌شده بود. علاوه بر آن مدیرت محله می‌بایست با مشارکت اهالی و استعدادهای
محله‌ا
یا اول الاولین و یا آخرالآخرین
مغزم انبان ایده های فراوان برای داستان کوتاه است اما دستم به نوشتن هیچ کدام نمی‌رود. داستان کوتاه مخاطب ندارد متاسفانه و هر چقدر هم که استادانه و خوب بنویسی ناشرها بهش اقبالی ندارند. چون مخاطب ندارد و این یک واقعیت است. این چند سال که خودم در ایام نمایشگاه کتاب دو سه روزی در غرفه شهرستان ادب می ایستادم و کتاب میفروختم این مسئله را دیده م. 
حتی بدتر از آن دستم به بازنویسی کردن تنها داستانی که امسال نوشتم هم نمی‌
می شه گفت شاخص ترین شاعران در حیطه ی غزل پست مدرن "سید مهدی موسوی" و "فاطمه اختصاری" هستن.
در زمینه ی رمان پست مدرن و داستان کوتاه پست مدرن هم می تونیم از "بهمن انصاری" اسم بیاریم، که گویا اولین رمان پست مدرن تاریخ ادبیات فارسی ایران (به نام "مسلخ روح") رو منتشر کرده و یه مجموعه داستان به نام "سرزمین جذامی ها" داره که حدود نیمی از داستان هاش در سبک پست مدرن هستش.
-------
یکی از اساسی ترین ویژگی های غزل پست مدرن، اینه که زمان نداره! یعنی نویسنده (اگه کتاب
داستانک‌رباعی با راوی دوم‌شخص
شاعر: داوود خانی خلیفه‌محله (لنگرودی)
ظهری شرجی،
                   دمِ هوا بیش‌ازحد،
باحوصله،
              یک زنجره‌ی کاربلد،
کور از خواب وُ
خیس عرق، می‌دیدی؛
بر شاخه‌ی
خشکیده‌ی رَز زِر می‌زد! (10 تیرماه 98)
جوانی از بیکاری رفت باغ وحش پرسید: استخدام دارید؟ یارو گفت مدرک چی داری؟ گفت: دیپلم. یارو گفت: یه کاری برات دارم، حقوقشم خوبه پسره قبول کرد. یارو گفت: ما اینجا میمون نداریم میتونی تا میمون برامون میاد بری توی پوست میمون و تو قفس نقش میمون بازی کنی. چند روزی گذشت. یه روز جمعه که شلوغ شده بود، پسره توی قفس پشتک وارو میزد. از میله ها بالا پایین می رفت. جوگیر شد زیادی رفت بالای درخت. از اون طرف افتاد تو قفس شیر. داد زد کمک. شیره دستشو گذاشت رو دهنش و گف
پادشاهی در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد. هنگام بازگشت سرباز پیری را دید که با لباسی اندک در سرما نگهبانی می داد. از او پرسید: آیا سردت نیست؟ نگهبان پیر گفت: چرا ای پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم. پادشاه گفت: من الان داخل قصر می روم و می گویم یکی از لباس های گرم مرا را برایت بیاورند. نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد. اما پادشاه وعده اش را فراموش کرد. صبح روز بعد جسد سرمازده پیرمرد را در حوالی قصر پیدا کردند، در حالی که در کنارش
اکثر انسان ها فقط برای امرزش گناهان از ذکر استغفار استفاده می کنند. بیشر افراد با دیگر خواص شفگت انگیز ذکر استغفار اشنا نیستند. در این مطلب به برسی خواص ذکر اسغفار، ذکر استغفار در گفتار پیامبران و امامان و نقل یک داستان کوتاه از آیت‌ الله بهجت(ره) پرداخته ایم.
ادامه مطلب
من تازه الان میخوام شروع کنم. یه کتاب نچندان جدید که یه بار نصفه خوندمش یادم نیست چرا ولش کردم فکر کنم وسط امتحانا بودو دیگه سراغش نرفتم. کتاب دربارهٔ رمان و داستان کوتاه نوشتهٔ سامرست موام  ترجمهٔ کاوه دهقان نشر علمی فرهنگی. این کتاب در مورده یسری کتاب از نویسنده های مختلف هست که موام انتخاب کرده و در موردشون نوشته. 
باربری تهران
باربری تهران سالهای سال است که در محله امام زاده قاسم همچون سایر محله های منطقه یک و دیگر مناطق استان حضوری فعال و گسترده دارد. باربری تهران با برند تجاری نتسان در این مناطق شناخته می شود و با توجه به قیمت پایین و کیفیت خدمات بالا بهترین باربری در این استان محسوب می گردد.
حمل بار محله امام زاده قاسم
رباعی« نان‌ می‌خورم از گندم ابـروهایت»

از: داوود خانی خلیفه‌محله(لنگردی)

**

دیدم خوابم سرم رو زانـــوهایت  

در دست من است حلقه‌ی موهایت

از سیب لبت  شراب می‌آشامـم 

نان‌ می‌خورم از گندم ابـروهایت

شلمان؛ 30 تیرماه 1398 خورشیدی   
باربری تهران
یکی از بهترین و مورد اعتماد ترین باربری های محله جوزستان منطقه یک شهرداری، باربری تهران است که در بین مردم شریف این محله با نام تجاری نتسان شناخته می شود. سالها سابقه درخشان این باربری به عنوان یک باربری کاملا قابل اطمینان و ارزان قیمت باعث شده که این شرکت مشهورترین شرکت فعال در حوزه حمل و نقل در منطقه یک شهرداری تهران لقب بگیرد.
باربری ارزان محله جوزستان
خب گفتم همش که قرار نیست براتون داستان های ترسناک طولانی طولانی بزارم که وسطشم حوصلتون سربره!!
این بار اومدم با داستان دو جمله ای بترسونمتون:)
داستانی رو که در زیر قراره بخونین اثر فردریک بروان است که در سال 1948 نوشت ...
اخرین انسان زمین تنها در اتاقش نشسته بود که ناگهان در زدند!!
خب زیادی ..شعره ولی هرزگاهی تنوع هم تو پست هامون خوبه بنظرم :)
در یک شب تاریک مردی در پیاده رو خیابانی پای تیر چراغ برق دنبال چیزی می گشت. رهگذری او را دید و پرسید: دنبال چه می گردی؟ مرد گفت: دنبال دسته کلیدم می گردم. رهگذر پرسید: آن را اینجا گم کردی؟ مرد گفت: نه، فکر می کنم چند قدمی عقب تر، از دستم افتاده باشد. رهگذر پرسید: پس چرا اینجا دنبال آن می گردی؟ مرد گفت: چون اینجا نور بیشتر است.
بالاخره بعد از نزدیک هشت ماه چشم انتظاری، امروز خبر گرفتن مجوز چاپ کتابم صادر شد. مجموعه ای از بیست داستان کوتاه که خیلی رویشان کار کرده ام. شاید اغراق نباشد بگویم روی یک داستان سه صفحه ای صد هزار تومان هزینه کرده ام. از هزینه نقد و وقتی که روی هرکدام گذاشته ام و کلاس هایی که بابت آموزش داستان گذرانده ام و ...
ادامه مطلب
مثل هر شب دیر به خانه آمد. حوصله جواب و پرسش های مادرش را نداشت. خودش هم از بیکاری خسته شده بود. صاحبخانه دوباره پولش را می خواست. در آمد پدرش که کارگری ساده بود، هزینه ها را کفاف نمی کرد. همین دیروز با مادرش دعوایش شد. فریاد زد: می گویی چه کار کنم؟ کار پیدا نمی شود. و مادر سکوت کرده بود. وارد هال شد. همه خواب بودند. مادر یادداشتی برایش گذاشته بود: "امیر جان، دیگر برای پیدا کردن کار عجله نکن! از امروز در یکی از خانه های بالای شهر کلفتی می کنم. دوست ند
تیز می‌خیزانی
لمبر از کاناپه.
پلک‌برهم‌زدنی
گردن افراشته‌ای،
 لبه‌ی
پنجره‌ی رو به‌نشاط.
تپل است،
تپه‌ی رو به‌حیاط
پُرنفس
می‌شَنَوی از جایی
کبکِ کُرچ چمنی،
بانگ برآورده خروس.
بی‌دریغ؛
دوسه‌تیغ،
جامی از دختر رز می‌نوشی
به‌نظر می‌‌‌‌‌آید می‌گَـزَدَت.
می‌زنی پُک به‌چپق،
و عمیقاً
می‌روی توی نخش.
ناگهان می‌بینی،
د
  
و  
      
د
ماری شده است
دارد اندوه ترا می‌بلعد.

شلمان؛ پنجم مرداد 1398 خورشیدی – داوود خانی خلیفه‌محله
فتوکلیپ دوبیتی گیلکی لاکولا!کولاکو!... در وبگاه آپارات
از: داوود خانی خلیفه‌محله  
بشؤم
        مغریب بو
                        کوملِه پَـرَشکو
شبأبو،
        کو به‌جئور 
                        مآ دربؤمابو
می‌دیل تنگؤمأبو
                        تی‌ایسمه بأردم،
بدئم اؤجا دِئنه کو، لاکولاکو!...
(شلمان؛ 17 اردیبهشت 1398 خورشیدی )
خرید خانه در منطقه 10 تهران، بررسی مزایای خرید خانه در منطقه ده
اگر به دنبال خرید خانه با قیمت مناسب هستید بهتر است به خانه های منطقه 10 تهران سری بزنید. منطقه 10 تهران یک منطقه قدیمی با قدمت حدودا صد ساله است که خرید آپارتمان در منطقه ده نیاز به بودجه کلانی ندارد و به علت جمعیت بالای ساکن در این منطقه خرید خانه، فروش خانه و اجاره خانه در منطقه 10 پررونق است.
منطقه 10 تهران کجاست ؟
منطقه 10 تهران در مرکز تهران قرار دارد و دسترسی محلی منطقه ده از س
پسر جوان آن قدر عاشق دختر بود که گفت: تو نگران چی هستی؟ دختر جوان هم حرفش را زد: همون طور که خودت می‌دونی مادرت پیره و جز تو فرزندی نداره... باید شرط ضمن عقد بگذاریم که اگر زمین گیر شد، اونو به خونه ما نیاری و ببریش خانه سالمندان. پسر جوان آهی کشید و شرط دختر را پذیرفت... هنوز شش ماه از ازدواجشان نگذشته بود که زن جوان در یک تصادف اتومبیل قطع نخاع و ویلچر نشین شد. پسر جوان رو به مادرش گفت: بهتر نیست ببریمش آسایشگاه؟ مادر پیرش با عصبانیت گفت: مگه من م
نام کتاب : فرزندان ایرانیمنویسنده : داوود امیریانانتشارات : سوره مهرتوضیحات :این کتاب دارای «۱۸۵» صفحه از خاطرات داوود امیریان وهم رزمانش در پادگان حمزه میباشد که در قالب طنر است و مناسب گروه سنی ( ج و د ) میباشدقطعه ای از کتاب :حالا شلوغی و سرو صدا را ول کن و دادو هوار بلندگو را بچسب انگار کویتی کویتی و آهنگران با هم مسابقه ی رو کم کنی گذاشته بودند از یک بلندگو صدای کویتی پور با آن لحجه ی جنوبی اش و از بلندگوی دیگر آهنگران ، انگار ....
 
مهرگان رسید و بر درخت:
 بادِ سردِ اعتراض می‌وزید و برگ‌های زرد می‌کَنید و زاغِ اغتشاش، روی شاخه می‌پفید و سیبِ سرخ می‌لهید... 
** 
مهر رفت و شد درخت‏، لخت‌و‌پاپتی و غربتی.
شلمان؛ نهم مهر 1398 خورشیدی-داوود خانی خلیفه‌محله
کلیپ «قلب من» از داوود خانی‌خلیفه‌محله در وبگاه آپارات
سرکشیدم آخرین قلپّ از بهارچایِ کوهپایه را درحیاطِ جای‌دارِ چای‌خانه‌ زیر بید و استکانِ چای را روی میز می‌‌گذاشتم تاکه پا شوم؛ دیدم آه! دختری تی‌تیش و خوش‌تراش، چندمتر دورتر، نرم رویِ صندلیِ صورتیِ روبه‌روی من خزیده، خنده‌ می‌مکد.
دخترک که دید سخت خیره‌ام به‌او، خدابداشت با دو دست خود برای من قلبی در هوایِ زیر بید کاشت. بعد کفّ دست راست را برد سمت غنچه‌ی لبش. بوسه‌ای گرفت. بوس
خانم معلم رو به شاگردهای کلاس اول گفت: بچه‌ها، حالا هر کس باید آخرین صحنه‌ای رو که دیروز یا دیشب تو منزلشون دیدن نقاشی کنه. زود باشین بچه‌های خوب. نیم ساعت بعد خانوم مشغول نمره دادن به نقاشی‌ها شد، بعضی از بچه‌ها خانواده‌شان را مشغول تماشای تلویزیون کشیدند، چند نفری میز شام را کشیدند و... تا اینکه خانم با تعجب به نقاشی یکی از بچه‌ها خیره شد و پرسید: ببینم کوچولو، تو مطمئنی این صحنه رو توی خونه تون دیدی؟ و کودک شش ساله قسم خورد که دیده، خانو
تاجری قبل از عزیمت به سفری طولانی با همسرش خداحافظی کرد. همسرش گفت: تو هیچ وقت هدیه ای قابل برایم نیاوردی. مرد جواب داد: امان از دست شما زنهای نا شکر! هر چه که من به تو داده ام ارزش سالها کار داشته است. چه چیز دیگر می توانم به تو بدهم؟ زن گفت: چیزی که به زیبایی خود من باشد. سفر مرد 2 سال طول کشید و زن منتظر هدیه اش بود. عاقبت شوهرش از سفر بازگشت و گفت: بالاخره چیزی پیدا کردم که به زیبایی توست. البته بر ناسپاسی تو گریستم اما به این نتیجه رسیدم که آن چیز
محله
سرشور از محله های قدیمی شهر مشهد که در غرب حرم مطهر واقع شده است و پس از محله
سراب ، جز اعیان نشین ترین محله شهر مشهد به حساب می آمد. راسته اصلی بازار مشهد
از محله سرشور شروع می شد و بخشی از بازار مزبور هنوز با نام  بازار سرشور مشهور است. به سبب آنکه محله سرشور
دروازه اصلی و مهمی نداشته در منابع تاریخی قدیمی کمتر از آن نام برده شده است.
کاروان سراها ، تیمچه ها و باغ های محله سرشور نسبتا کم و حمام ها و آب انبار ها و
مساجدش بیشتر بود. بیشتر ساکن
محله
سرشور از محله های قدیمی شهر مشهد که در غرب حرم مطهر واقع شده است و پس از محله
سراب ، جز اعیان نشین ترین محله شهر مشهد به حساب می آمد. راسته اصلی بازار مشهد
از محله سرشور شروع می شد و بخشی از بازار مزبور هنوز با نام  بازار سرشور مشهور است. به سبب آنکه محله سرشور
دروازه اصلی و مهمی نداشته در منابع تاریخی قدیمی کمتر از آن نام برده شده است.
کاروان سراها ، تیمچه ها و باغ های محله سرشور نسبتا کم و حمام ها و آب انبار ها و
مساجدش بیشتر بود. بیشتر ساکن
محله
سرشور از محله های قدیمی شهر مشهد که در غرب حرم مطهر واقع شده است و پس از محله
سراب ، جز اعیان نشین ترین محله شهر مشهد به حساب می آمد. راسته اصلی بازار مشهد
از محله سرشور شروع می شد و بخشی از بازار مزبور هنوز با نام  بازار سرشور مشهور است. به سبب آنکه محله سرشور
دروازه اصلی و مهمی نداشته در منابع تاریخی قدیمی کمتر از آن نام برده شده است.
کاروان سراها ، تیمچه ها و باغ های محله سرشور نسبتا کم و حمام ها و آب انبار ها و
مساجدش بیشتر بود. بیشتر ساکن
نگهبانی می دید هر هفته یک پیرزن یک قایق موتوری پر از خاک و شن را از این سمت ساحل به آن سمت ساحل می برد. نگهبان هر چه داخل قایق را وارسی می کرد، چیزی جز خاک و شن بی ارزش پیدا نمی کرد. چند سال بعد وقتی نگهبان بازنشست شد، به آن سوی ساحل رفت و سراغ پیرزن را گرفت و از او پرسید: تو اکنون زن بسیار ثروتمندی هستی. من در تعجبم که چگونه با جابه جا کردن خاک و شن بی ارزش موفق شدی این همه ثروت برای خود جمع کنی. لطفا به من بگو راز تجارت تو در چیست؟ پیرزن با حیرت به ن
 
و بعد از  باد و رعد و برق و  باران                                    
بِدان! برمی‌دمد خورشیدِ تابان
بریدن می‌توان دار از بُـن امـا؛                         
رگِ اندیشه را با داس نتْوان!
املش؛ بازسراییِ دوبیتی:  21 آبان 1398 خورشیدی – داوود خانی خلیفه‌محله
پادشاه ایران جمشید، شب بیست و نهم فروردین، در خواب دید ایران را آذین بسته اند اما هیچ کس را نمی شناخت. آدمها تن پوش دیگری داشتند. همه می دویدند، یکی گفت: اینجا چرا ایستاده ای؟! جشن نوروز به زودی فرا می رسد باید آن را با خویشاوندانت پاس بداری. جمشید با تعجب گفت: فردا جشن نوروز را آغاز می کنم. چرا امروز می دوید؟ آن مرد گفت: جمشید ده هزار سال پیش این جشن را بر پا نمود. زودتر به خانه ات رو که خویشاوندانت چشم بدر دارند. جمشید از خواب پرید و فهمید جشن نور
برای ایجاد انگیزه در کلاس اول خود میتوانید از داستانهای کوتاه استفاده کنید،
کلاس اولی ها علاقه بسیاری به شنیدن داستان دارند.
ایجاد علاقه به کلاس و مدرسه یکی از فنون یاد دهی -یادگیری برای بهبود کیفیت آموزش است.
برای مطالعه داستان کلیک کنید.
در بازگشت از کلیسا، جک از دوستش ماکس می پرسد: فکر می کنی آیا می شود هنگام دعا کردن سیگار کشید؟ ماکس جواب می دهد: چرا از کشیش نمی پرسی؟ جک نزد کشیش می رود و می پرسد: جناب کشیش، می توانم وقتی در حال دعا کردن هستم، سیگار بکشم. کشیش پاسخ می دهد: نه، پسرم، نمی شود. این بی ادبی به مذهب است. جک نتیجه را برای دوستش ماکس بازگو می کند. ماکس می گوید: تعجبی نداره. تو سئوال را درست مطرح نکردی. بگذار من بپرسم. ماکس نزد کشیش می رود و می پرسد: آیا وقتی در حال سیگار کش
باز آفرینی ضرب المثل دل که پاک است زبان بی باک است
بازآفرینی دل که پاکاست زبان بی باک است
یک داستان برای ضرب المثل دل که پاک است زبان بی باک است
داستان کوتاه دل که پاک است زبان بی باک

معنی خفته را خفته کی کند بیدار
انشا درباره ضرب المثل خفته را خفته کی کند بیدار
مثل نویسی آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است
داستان کوتاه درباره ضرب المثل خفته را خفته کی کند بیدار
دوردست

داس‌ وارونه‌ی ماه

مِه انباشته را می‌تارانْد

تاج لیلاکوه را از ساحل می‌شد دید...

ماهیِ گنُده‌ی دُم‌باریکی

 آب را شورانید.

مرغ ماهی‌خواری

سینه بر موج کشید...

داشت کامل می‌شد

قرص نارنجی خورشید طلوع در افق چمخاله












داوود خانی خلیفه‌محله(لنگرودی)؛ شلمان- 21 تیرماه 1398 خورشیدی
فتوکلیپ «پوره درم» از داوود خانی‌خلیفه‌محله در وبگاه آپارات گیلکان
پئیز‌وَلگ َ موسون می‌دیم بَبویْ  زرد                  
پوره دردم، پوره دردم، پوره درد
 پیرأبوم پیْ‌ببوردم می‌یأریْ‌جون                    
می دوشمنده، کوشنده، ایسَّه نامرد
شلمان؛ 18 آذر 1396 خورشیدی
همتی در ادامه تصریح کرد: روستاهای مجاور محل دپو مثل فولاد محله و اگره نیز درگیر این موضوع شده‌اند که طبق گزارش‌ های محلی ارائه‌ شده علاوه بر بوی تعفن، انباشت زباله‌ ها، افزایش حشرات موذی، موش و مگس را به دنبال داشته و همچنین در صورت متوقف نشدن دپوی زباله، بیماری سالک تهدید جدی برای مردم روستایی است.
 
 
احمد همتی در بازدید از محل دفن و انباشتن زباله استان مازندران در روستای فولاد محله سمنان ضمن بیان اینکه این سایت سلامت اهالی فولاد محله و
 داستان واقعی و وحشتناک از وقایع تابستان 1368 در محله ای بنام امین الضرب در رشت که عاقبت با یک تراژدی به پایان رسید و منجر به حوادث شنیع و غیرقابل باوری شد که نهایت بیرحمی و بی عاطفگی در برهه ی خاص محسوب میشد.     بسرعت تیتر اول تمامی محافل خبری شد و تهیه ی گزارش از ماجرا و اعزام یه تیم خبری از اتریش به ایران و کنکاش های مجدد برای  واکاوی ماجرا مجدد سبب بروز تراژدی و مرگ های بیشتر گردید. 
ادامه مطلب
تهرانپارس محله ای در شرق تهران است که مناطق 4 و 6 شهرداری را در بر می گیرد . تهرانپارس خود شامل دو منطقه تهرانپارس غربی و تهرانپارس شرقی است .
در گذشته های بسیار دور این محله از آبادی ها و روستاهای بسیاری تشکیل شده بود . در سال 1310 این محله توسط یکی از سرمایه داران زرتشتی خریداری شد و تهرانپارس در آن جا ساخته شد . سپس توسط فرانسویان تهران پارس مدرن ساخته شد و نامش به تهران پاریس تغییر یافت .
این محله تا پیش از انقلاب محل اقامت تعداد زیادی از آمریکا
یادواره شهدای آبروی محله به همت پایگاه مقاومت مسجد خیرات در محله شهید "کاظم ذوالانوار" و شهید "علیرضا جهانی فر" با حضور احالی محله برگزار شد




سخنرانی حجت الاسلام انجوی امیری ، امام جماعت مسجد خیرات شیراز


سخنرانی حجت الاسلام ذوالانوار


سخنرانی سرهنگ شیبانی ، مسئول بسیج فرهنگیان سپاه فجر فارس
باربری های تهرانسر

محله تهرانسر یکی از محله های غرب تهران است، جمعیت این محله به حدود 100 هزار نفر می رسد و این پر جمعتی به علت داشتن هوای نسبتا پاک است که در منطقه غرب تهران وجود دارد، در این صفحه می خواهیم باربری های تهرانسر و خود محله تهرانسر را به شما عزیزان معرفی کنیم، محله ای که عملیات اسباب کشی منزل و حمل بار در آنها زیاد صورت میگیرد، لذا ما هم به معرفی بهترین شرکت های باربری در تهرانسر و قیمت های خدمات اسباب کشی و حمل بار پرداخته ایم ،پ
اگر قصد اجاره کردن آپارتمان در جردن را دارید بهتر است کمی با این محله آشنا شید و حتما این مقاله را مطالعه کنید. به این نکته توجه داشته باشید که محله جردن پر ترافیک است و البته با قیمت های بالا اما جزو محله های شمال شهر و لاکچری نشین تهران است. پس هنگام اجاره آپارتمان در جردن (اجاره خانه در جردن) به همه این موارد توجه کنید.
محله‌ی جردن با نام های دیگری چون نلسون ماندلا یا همان آفریقا در تهران قرار دارد که این محله مناطق 1، منطقه 3 و منطقه 6 را در ب
انارستان‌محله؟!ی
املش
پسوند "سِتان"
به گیلکی‌ می شود "کَلَه" مانند
"انارکله" و "کونوس‌کله" که البته پسوند " کله" در
فارسی قدیم نیز کاربرد داشت و امروز در فارسی به‌جای انارکله می‌گویند:
"انارستان" و به‌همین قیاس و توضیحاتی که داده‌شد، پسوند "زار" که به‌گیلکی ، "جار" گویندَش. مانند: "لولِه‌جار؛ لَلَه‌جار" به معنی " نِی‌زار
" فارسی و...
با این شرح کوتاه، می‌خواستم بپرسم محله‌ای که در
شهر املش جاخوش کرده‌است و  انارستان‌محله می نامندَش، به‌نظ
فتوکلیپ« بَشی امّا نَبی هرگی فراموش» داوود خانی‌خلیفه‌محله  در اینستاگرام
ندونْسَم تاجَ‌ سر، خونَ جگر بی؟
لاکوی! نیمه‌شبون می‌اشکَ تر بی
بَشی امّا نَبی هرگی فراموش
تو هم خونَ جگر هم تاجَ‌ سر بی‌
بازسرایی 16 فروردین 1399 خورشیدی
باید واسه چهارشنبه یه داستان کوتاه بنویسم ...
طرحم خیلی بلنده به درد یه داستان ۵۰۰۰ کلمه ای نمیخوره 
خاطرات بامزه یا جداب و جالبی که ممکنه تلخم باشه برام کامنت کنین شاید یه جرقه ای تو مخ داغونم بخوره ...
مغزم لااال شده...امروز
بچه‌های محل ما با وجود سردی هوا هم دست از بازی توی کوچه برنمی‌دارن. کافیه از مدرسه بیان بیرون ناهار خورده و نخورده، دارن بازی می‌کنن تا آفتاب که غروب کرد و اذون که شد بعضیا‌شون به‌زور پدر و مادر و بعضیا به‌خاطر تاریکی هوا می‌رن خونه.
اصلا خسته نمی‌شن، از اول ظهر که شروع می‌کنن تا غروب صدای جیغ و دادشون میاد اکثرا هم فوتبال می‌زنن. نمی‌دونم این همه انرژی از کجاس! البته اینکه محله پایین شهر هستیم هم بی‌تاثیر نیست.
توی محله شما هم هنوز بچه
در تاریخ 4 آبان 98 - نام داستان کوتاه : شیدایی یک بمب
1. داستانم برنده گواهی رسمی جشنواره شد
2. داستانم به عنوان داستان شایسته تقدیر در کتاب مجموعه داستان "مشق عشق" چاپ شد
 
برشی از داستان:
به نظرم گاهی وقت‌ها رفاقت یعنی رفیقت رو بکشی، قبل از اون که غم نامردی روزگار اون رو بکشه!- بازپرس: پس شما قاتل زنجیره‌ای هستی؟ زنجیره‌ای تر از همسایه‌تون.- من؟! نه! حقیقت اینه که من قاتل نیستم ولی کشتن آدم‌ها رو دوست دارم! تا حالا 33 نفر رو کشتم. با طناب، چاقو، اس
داستان ذره ناشناخته، داستانی کوتاه و علمی تخیلی تألیف شده در کانون نشر علم رازا است. 
مقدمه داستان:
جملاتی رو که دارم میخونم باورم نمیشه دست نوشته های فردی است که تحقیقاتش سفر به مریخ را ممکن کرد ... 
لینک دانلود PDF داستان در ادامه ....
دانلودعنوان: داستان علمی تخیلی ذره ناشناخته حجم: 212 کیلوبایت
به نام خدای شنهای طبس


نام مقدّس حضرت علی (ع) در زبور داوود سلام اللهنام مقدّس حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام در زبور داوود علیه‌السلام چون خورشید می درخشد. داوود علیه السلام از متولد شدن امیرالمؤمنین علیه‌السلام با صراحت و دقت در جزئیات، خبر می دهد. حکیم سیالکوتی در کتاب "علی و پیامبران" نوشته‌ای را از نسخه بسیار قدیمی زبور که نزد "احسان الله دمشقی" پیشوای دینی مسیحیان شامات موجود بوده، نقل می کند که به شرح زیر است:« مطعنی شل قثو تینمر قث
 
می‌کند غروبْ آفتاب و می‌کنی طلوع در خیالِ من                   
می‌شود زلال‌و پرستاره طاقِ آسمانِ حس‌و‌حالِ من
دست برنمی‌کَنم به‌هیچ حالت از طراوتِ خیالِ تو         
‌ای فروغ چشم ‌و روشنیِ راه و آفتابِ بی‌زوالِ من!
شلمان؛ هفدهم مهر 1398 خورشیدی-داوود خانی خلیفه‌محله
گیلکی‌غزل: «لاکولاکوجؤن!» داوود خانی‌خلیفه‌محله در وبگاه آپارات
باصدای شاعر: داوود خانی‌خلیفه‌محله
وزن غزل: فاعلاتُ‌فاعلاتُ‌فاعلاتُ‌فاعلن
**
لاکو‌لاکوجؤن بشی ببویْ مه‌واسه تاسیؤن             
دیل‌خجیری زیندگی تومؤنأبو مه ناگمؤن
یأد أبِه‌نومأ که مؤنه آب‌و‌شؤنه بؤده شی               
نیشتی پس‌تلار سر اَمِه مه‌به هَشؤن‌واشؤن
چاغ‌سر اَمِه یواشه آب تأ ویگیری‌یأ                   
خئس بیئم بگؤم ته دوس دئنم، بو لال می‌زوؤن

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

موسسه خیریه سگال

آخرین وبلاگ ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

عصفور ایران کراسادر ماینر و ارز های دیجیتال دریافت گلچین جدیدتربن ها و بهترین ها موبایل وحید لنگرود Mobile Vahid فروش دستگاه تصفیه آب برنامه نویس جوان احادیث اهلبیت(ع) خرید کارتن اسباب کشی وب نوشت